تبليغاتX
سگ مرده

سگ مرده

هنوز خسته ام
هنوز زن ده گی می کنم
منتظرین بمیرم ..نه؟

رفتم تو لجن
حالا اومدم بیرون
باور کن

گریه

گریه

باور کن

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت7:6توسط سگ | |

 

گفتن بنویس
از زندگیت بنویس
گفتم کدوم "زن ده گی"؟!

هرچی فحشو ناسزا بود
شد واسه من
اخه من
زندگی نکرده بودم
زن ده گی کرده بودم

می دونی فرقی هم نداشت
من زندگی نمی کردم
اخرش زندگی منو می کرد

ول کن بابا
حالت خوشه

به قوله یارو یه دختر هرزه چی داره واسه نوشتن؟

سگ نوشت: هی بالا سری...این رسمش بود؟!
سگ نوشت: اخرین پُکِ سیگارو که بزنم...وبلاگم می بندم...
سگ نوشت: دودشو نگا....چه قشنگه....
سگ نوشت: نامرد..سیگار بود یا سیگاری؟

هرچی بود تموم شد...اینم اخرین پک....فووووووووووو

ت م ا م

.

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت0:12توسط سگ | |


جای تیغا
رو دستم
واسم می خندن
حتی سیگاری که
بین انگشتام خودنمایی می کنه
..
می بینی
مثل اون روزی که
تو
توی اوج بدبختیم
فقط بهم خندیدی

سگ نوشت:گاهی می رسم به مرز جنون...
این روزا مساوی بود با مرگ غرور من..

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت15:4توسط سگ | |


من از دل چراغي نجستم

تو هم هيچ هيچ هيچ بارم نکردي

تو آدم حسابم نکردي

 

سگ نوشت: هیچکس منو ادم حساب نکرد
ولی ادعای ادمیته همون هیچ کسا دنیارو خفه کرده بود

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت13:1توسط سگ | |

یه زمانی
عاشقت کردم
.

.

.

.

 

بعد

.

یه روزی
تو اوج عاشقی
وِلِت کردم

.

 

به همین سادگی
به همین خشمزگی

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت15:47توسط سگ | |

 

کی باور می کرد
پسر عمه من...
کسی که فکر می کردم
با همه ادما فرق داره
اینجوری از اب در بیاد

همه جمعیم خونه عمه ام
می رم اتاق که گیره سرمو درست کنم
بی هیچ مقدمه ای وارد شد
روسریمو کشیدم رو سرم
یه لبخند اروم
خواستم رد بشم از کنارش
برم بیرون
جلوی در ایستاد
 بهم نزدیک شد
گفتم: چیزی شده؟
ــ نه ..نه..هیچی
ــ پس با اجازه
دوباره روبه روم ایستاد
ــ بذار گرمیه نفستو حس کنم
با این حرفش خون توی سرم منجمد شد
چسبوندم به دیوار
گفت جیغ بزنی ابروی خودت رفته
همه می دونند من پسر خوبیم
می گن دختره خرابه..
گرمیه نفسام
تن سنگینش..
....
خیسیه لباشو از روی لبام پاک می کنم
چراغو خاموش می کنم
از اتاق می رم بیرون
هیشکی هیچی نفهمید
مثل تاریکیه اتاق.

سگ نوشت: یه دنیا گریه  کردم...نه واسه خودم
من که تکلیفم معلومه....واسه اون گریه کردم..
حالا فکر می کنم همه پسرا کثیفن.

سگ نوشت: خیلی وقته دیگه سکوت علامت رضایت نیست...

سگ نوشت: گناهم چی بود؟

 



 

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت20:35توسط سگ | |

و تو در شبی سرد
تن یخ زده من را
فشار می دهی
بین بازوان داغو سنگینت
تو پر می شوی از شهوت
و من خالی می شوم از سرما

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت18:53توسط سگ | |

 من
عوض شدم
نه...
اشتباه فکر نکن..
هنوز مثه سگ وفادارم

فقط
بیشتر پاچه می گیرم

سگ نوشته: من نه یاهو دارم..نه خطو نه گوشی..
در مورد هیشکی هم هیچ فکر کثیفی ندارم...
مخم خود به خود کثیفه.

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت12:38توسط سگ | |


من یه ادم پست عوضیم. که داره حالم از خودم بهم می خوره.
یه روسپی عوضیِ بیشعوره احمقه نفهمه کثافته سگ صفت....
ترو خدا بیاین منو فحش بدین...
یکی بیاد محکم بزنه تو گوشم...

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت11:42توسط سگ | |

 

گناهکار فقط منم
خدایا منو ببخش
با اون کاری نداشته باش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خدایا منو ببخش
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااایاااااااااااااااااا غلط کردددددددددم


 

+نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت12:42توسط سگ | |

 

حذف

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت21:38توسط سگ | |

 

 


 

حذف

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت22:28توسط سگ | |

 

حذف

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت14:33توسط سگ | |

 

حذف

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت18:20توسط سگ | |

 

 

حذف

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت17:37توسط سگ | |

 


 

حذف

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت12:34توسط سگ | |

حذف

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت13:58توسط سگ | |

 

 

حذف

 

+نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت13:58توسط سگ | |

 

حذف

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت13:20توسط سگ | |

 

خذف

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت15:3توسط سگ | |

 

حذف

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت21:10توسط سگ | |

 


 

حذف

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت19:22توسط سگ | |

 

حذف

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت17:56توسط سگ | |

 


..

حذف

 

.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت15:23توسط سگ | |

 

 

حذف

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت14:31توسط سگ | |

 

 

 

حذف

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت17:5توسط سگ | |

حذف

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت12:17توسط سگ | |

 

 

.

.

حذف

 

 

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت22:24توسط سگ | |

حذف

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت0:0توسط سگ | |

 

 

حذف

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت12:57توسط سگ | |